انگیزش ، رضایتمندی و محل کار معلمان
به نام بهترین بهترین ها
موضوع : انگیزش ، رضایتمندی و محل کار معلمان
دانشجو: خانم شب خیز استاد: دکترابوالفضل بختیاری
درس: نظارت و راهنمایی آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم
مقدمه:
موضوع انگیزش به یقین اخلاقی است. به خصوص آنگونه که به معلمان و دیگر افراد حرفه ای مربوط می شود، اگر معلمان اموری را انجام می دهند به این خاطر است که این امور درست و صحیح می باشند.
معلمان باید درکار خود احساس رضایتمندی داشته باشند تا بتوانند کار خود را به صورت عالی انجام دهند وبایدبرای اینکه احساس رضایت کنند وکار خود را درست وکامل انجام دهند انگیزه کافی را داشته باشند که این انگیزه به عوامل مختلفی بستگی دارد در این مقاله به موضوع انگیزش، رضایتمندی، و محل کار معلمان می پردازیم.
کار اداری و حرفه ای:
امروزه در بسیاری از مدارس معمولا یک سیستم دقیق و پیچیده معلمان را کنترل ومدیریت می کند که آنچه را می بایست انجام گیرد مشخص نموده وسپس به دنبال آن است تا از انجام گرفتن آن اطمینان حاصل کند.
اگرچه افراد اداری و افراد حرفه ای هر دو بخشی از یک سیستم کاری منطقی هستند اما افراد اداری در این
فرعی یا به عبارتی زیردست می باشند.آنها مسئول اجرای سیستم طبق مشخصات ارائه شده می باشند و سرپرستی منصوب می گردد تا این فرآیند را نظارت کند.تاکید بر انجام امور به نحوی صحیح می باشد.
در مقابل افراد حرفه ای در سیستم کاری خود مافوق و دارای نقش اصلی می باشند.
درتدریس سیستم کاری یک محل ارجاع است ونه یک نسخه ودستورالعمل.معلمان این سیستم را به شیوه هایی به کار می گیرند که در حین فعالیت برای آنها معقول و منطقی باشد.هرچندکه سرپرستی برای افراد حرفه ای نیز به همان میزان دشوار است اماجهت گیری آن سودمندو تسهیل کننده است.در کار حرفه ای تاکید بر نوشتن دستورالعمل درحین انجام عمل است.دریک معنای وسیع تر افراد حرفه ای فعالیت خود راهمان طور که به انجام آن می پردازند خلق می کنند.آنها محقق ، حلال مسئله ، نو آور و مبدع ، و نیز اجراکننده می باشند.
معلمان به عنوان منشا اثرو بازیچه:
درمدارس موفق معمولا تعهدو سخت کوشی معلمان وفاداری آنها به مدرسه خود ورضایتمندی آنها از مشاغل خود بیشتر است.
این شرایط بسیارانگیزه بخش زمانی وجود دارند که معلمان:
-زندگی کاری خود را معنادارو هدفمند و معقول و مهم می یابند.و نیز زمانی که خود آن کاررا مهم و ارزشمند می دانند.
-کنترل معقول ومنطقی بر فعالیتها و امور کاری خود دارندو قادرند تا تاثیری معقول و منطقی بر رویدادها و شرایط کاری اعمال کنند.
-مسئولیت فردی را برای کار تجربه می کنند و شخصا پاسخگوی نتایج می باشند.
یکی از نتایج منشا اثر بودن در مقابل بازیچه بودن افزایش احساس کار آمدی در فرد است.
یک معلم کارآمد عقیده دارد که قدرت و توانایی ایجاد یک تاثیر مطلوب را دارد.
کارآمدی با کارایی فردی یعنی احساس فرد از این که می تواند رویدادها را کترل و نتایج را تولید کند مرتبط است.
احساس کارامدی را نه تنها به آنگیزه و تعهد به کار بلکه به موفقیت دانش آموز نیز مرتبط می داند.
چارچوبی برای درک انگیزش معلم:
انگیزه تا اندازه ای، یک نوع ابزار نیازهای روانشناختی و تا اندازه ای نیز، تابعی از قضاوتهای اخلاقی است.
نظریه های انگیزش را میتوان به سه گروه دسته بندی کرد: آنهایی که در تبادل پاداش ها و تنبیه در ازای تبعیت از قضاوت اخلاقی منتج می شود را در پایه و اساس خود دارند.
دسته اول به شدت بر پاداش ها و تنبیهات و بر وعده های منفعت بیرونی تکیه دارند.
دسته دوم نیز بر پاداش ها تکیه دارند اما پاداش ها بیش از منفعت های حاصل از داد و ستد با سر پرستان، به یافتن رضایتمندی درونی در کار از سوی معلمان بستگی دارد.
دسته سوم، یعنی قضاوت اخلاقی، بر ارتباط معلمان با هنجارهای حرفه ای و اجتماعی که یک شکل از اقتدار اخلاقی می باشد، تکیه دارد.
سه قانون انگیزشی:
1-آنچه پاداش دریافت کند انجام می گیرد.
2-آنچه رضایت بخش است انجام می گیرد.
3-آنچه خوب باشد انجام می گیرد.
اگرچه هر سه قانون انگیزشی صحیح هستند اما نتایج و پیامدهای استفاده از آنها درعمل تفاوت
غنی سازی شغلی برای معلمان:
در مطالعه ای که توسط جی آر هکمن و-جی الدهام صورت گرفته است سه حالت روانشناسی شناسایی کرده اند که به عقیده ی افراد در تعیین انگیزه یا عدم انگیزه فرد در کارنقش اساسی دارند:
-تجربه معناداری: فرد می بایست از طریق سیستمی از ارزشها کار خود را ارزشمند یا مهم ادراک کند.
-تجربه مسئولیت: فرد می بایست باور کند که او شخصا برای نتایج تلاشها پاسخگو است.
-آگاهی از نتایج: فرد باید قادر باشد تا به طور نسبتا منظم تعیین کند آیا نتایج کارش رضایت بخش هستند یا خیر.
طبق نظریه ی غنی سازی شغلی، زمانی که هر سه حالت روانشناختی موجود هستند، می توان از معلمان انتظار داشت که احساس و عملکرد خوبی داشته باشند و میل به عملکرد خوب را ادامه دهند تا بدین گونه میزان بیشتری از این احساسات را در آینده تجربه کنند. این سه حالت به مبنایی برای انگیزه ی درونی تبدیل می شوند چرا که معلمان مجبور نیستند تا به فردی بیرون از خودشان برای انگیزه دادن به آنها یا هدایت آنها وابسته باشند.
نتیجه گیری:
دریافتیم که شرایط انگیزش بسته به اینکه معلمان را کارمندان تدریس یا متخصصان تدریس در نظر بگیریم تغییر می کند.
به طور کلی شغل تدریس هر چه غنی ترباشد احتمال اینکه معلمان با انگیزه باشند بیشتر است.به نظر می رسد که معلمان با انگیزه نتایج بهتری را در موفقیت و پیشرفت دانش آموزان به دست می آورند.
منبع:
توماس جی.سرجیوانی.استارت(1393)ترجمه عبدالمحمد طاهری و محمد شعبانی).سرپرستی و نظارت آموزشی.(تهران: آوای نور).فصل پانزدهم.
مقالات نظارت و راهنمایی آموزشی