چارچوب نظارت

 عنوان:چارچوب نظارت

 دانشجو: خانم شب خیز                                        استاد: دکترابوالفضل بختیاری

 درس: نظارت و راهنمایی آموزشی                               دانشگاه: دانشگاه آزاداسلامی قم

 مقدمه: هدف ازنظارت این است که مدارس بتوانندخیلی بهتربه موفقیت دانش آموزان کمک کنندکه این نظارت چارچوبی داردکه دراین فصل به آن می پردازیم.

این چارجوب نشان می دهدکه کیفیت آموزشی و ظرفیت آموزشی ومشارکت دانش آموزان 3مسیرقدرتمند برای دستیابی به موفقیت تحصیلی برای همه دانش آموزان می باشد.نحوه استنباط وحرکت در این مسیرهابه دیدگاه فرد درباره نظارت بستگی داردکه ما آن را در اینجا با عنوان نظریه های A.B.C.Dتوضیح می دهیم.
نقش وکارکرد: کارکردهای سرپرستی درکمک به مدارس جهت ارتقای یادگیری دقیق و واقعی اهمیت زیادی دارد.مسئولان ودیگرسرپرستان رسمی مدرسه 2مسئولیت مهم برعهده دارند:
• فراهم ساختن شرایط لازم وارائه کمک وحمایت برای معلمانی که نیازبه شرکت درامورسرپرستی به عنوان بخشی ازکارروزانه ی خوددارند.
• انجام موثرترین نوع نظارت وسرپرستی ازکارمعلمان
مدیریت ویادگیری درکناریکدیگر: ریچارد المور: یادگیری برای معلمان می تواند یک نفع شخصی و یا عمومی داشته باشد. در نفع شخصی فرد از آن سود می برد که این متداول ترین الگوی یادگیری معلمان است. در نفع عمومی هم معلم هم مدرسه از آن سود می برند.
بزرگترین دارایی یک مدرسه هوش جمعی آن است معلمین به منظور اجتناب از گوشه گیری و انزوا نیاز دارند تا در امر سرپرستی ایفای نقش کنند.
عدم برخورداری دانش آموز از آموزش مناسب و یا عدم تدریس خوب از سوی معلمان مشکلاتی است که ریشه درکیفیت سرپرستی مدرسه دارند.
سه مسیر (کارنیومن) که سرپرستان برای کمک به موفق تر شدن مدارس طی می کنند عبارتند از:
1)ظرفیت آموزشی:که به صورت مشخصه های ویژگی های سازمانی مدرسه تعریف می شود و آموزش و یادگیری را حمایت می کند.
2)کیفیت آموزشی: به صورت محتوای برنامه ی درسی تعریف شده که مربوط به رشته های حرفه ای و دانشگاهی است و به درک و کاربرد عمیق نیاز دارد
3)مشارکت دانش آموزان: به صورت تعهد دانش آموزان به یادگیری معنی می شود.
به گفته نیومن ،اگه مدارس بخواند نقش موثرتری دریادگیری دانش آموزان داشته باشند،نمی توان تنها ازطریق حرکت درمسیرهای سرپرستی به آنها کمک کرد.
درحین کار سرپرستان بایددرباره رهبری کلی که دریک مدرسه نیاز است ونوع وکیفیت رهبری سرپرستی که باید فراهم آورن توجه داشته باشند.
رهبری سرپرستی برارتقای ظرفیت آموزشی مدرسه و کیفیت آموزشی و برتقویت مشارکت تحصیلی دانش آموز تمرکز می کند.
رهبری کلی مدرسه بر ارتقای میزان و نوع حمایت اجتماعی و ساختاری که مدرسه می تواند در دسترس معلمان و دانش آموزان قرار دهد تمرکز دارد. براساس دیدگاه نیومن ما معتقدیم که قلب رهبری سرپرستی، طراحی موقعیت هایی برای معلمان است تا بطور مداوم ظرفیت خود را برای یادگیری، توجه و کمک به یکدیگر و آموزش هرچه مؤثرتر افزایش دهند.
سرپرست A :مشکل در سیستم تحصیلی جدید نیست بلکه معلمانی است که ازآن استفاده می کنند. سیستم را تغییر ندهید بلکه معلمان را تحت آموزش بهتر و نظارت بسیار دقیق تر قرار دهید
سرپرستB :منبع مشکلات در مدرسه عدم تأکید بر ارتباطات انسانی است. مشکلات روابط انسانی رابرطرف سازید وآنگاه خواهیددید که معلمان باخورسندی به همکاری بامدیریت دراجرای سیستم جدید می شتابند.
سرپرستC : مشکل عدم ایجاد موقعیت هایی برای معلمان تا بتوانند نیاز خود به استقلال و نیز میل طبیعی خود به انجام شایسته امر را پاسخگو باشند.
سرپرستD :تغییرات ارائه شده واقع بینانه نیست این تغییرات نحوه ی کارکرد واقعی مدارس و شیوه تفکر و رفتار معلمان را منعکس نمی سازد. ویژگی های این برنامه درسی وسیستم آموزشی ونیزطرح آموزش وارزشیابی عبارت بودنداز: اهداف مجزاازهم،فعالیت های ساختارمند، نتایجی که به راحتی اندازه گیری می شوند،شیوه های اجرایی قطعی ومسلم،خطوط روشن اختیارات واینکه تنها یک روش مناسب برای سازماندهی،تدریس، وارزشیابی وجود دارد.
مدیریت علمی سنتی (سرپرستانA) : ریشه درتفکرات وآثارفردریک تیلور وپیروان وی دراوایل دهه 1900 دارد.
دستورکارمدیریت علمی به شرح زیر می باشد:
1- بهترین روش را شناسایی کنید 2- یک سیستم کاری را برمبنای یافته های فوق توسعه دهید 3- انتظارات را باکارگران درمیان بگذارید4- کارگران رابرای کارباسیستم آموزش دهید5- به منظور اطمینان یافتن ازاجرای سیستم به نظارت و ارزشیابی بپردازید
روابط انسانی (سرپرستان B) : درطول دهه 1930 ظهور یافت التون مایو که یک فیلسوف اجماعی واستاد مدیریت تجاری دردانشگاه هاروارد بود، نقش بسزایی درتوسعه سرپرستی روابط انسانی ایفا نمود.سرپرست B به عدم توجه سیستم آموزشیربه نیازهای آموزگاران می پردازد.
نظریه های منابع انسانی (سرپرستان C) : این سرپرست معتقد است که آموزش موفق و بهبود مدرسه زمانی به وقوع می پیوندند که معلم از انگیزه وتعهد بالایی برخوردارباشد .
سرپرستی هنجار مدار(سرپرستانD):او بر سرپرستی مستقیم تاکید کمتری دارد حال با هر فرم و شکلی که باشد.به عقیده ی سرپرست D هر چقدر هم که این نوع سرپرستی بتواند موثر باشد باز موفقیت آن تا حد زیادی به برخی از نیروهای بیرونی بستگی دارد.این سرپرست بر ارزش های مشترک تاکید دارد
در بطن این نظریه ،سه فرض عمده راجع به طبیعت و ماهیت انسان وجود دارد :اکثر معلمان هم قادر هستند تا منافع شخصی خود را فدا کنند و هم به خاطر نفع عموم ،مایل به چنین کاری هستند ؛ترجیحات و سلایق ،ارزش ها ،هیجانات و احساسات ،باورها محرکان نیرومندی برای رفتار انسانی هستند ؛تفکر و باور معلمان از طریق عضویت آن ها در گروه ها و روابطشان با افراد دیگر شکل می گیرد .
نتیجه گیری: تصور اینکه یک راهبرد آموزشی یکسان برای همه ی کودکان وجود دارد، دیگر قابل قبول نیست علاوه براین معلمان با چالش دیگری نیز رو به رو هستند. از جمله اینکه خود سطوح و معیارهای موفقیت نیز افزایش یافته اند. یادگیری فراشناختی در پایه های تحصیلی پایین تر معرفی می شوند.آموزش تنها به منظور یاد آوری اطلاعات و پاسخ های حفظ شده دیگر مناسب نمی باشند.
سیاست نوآوری در مدارس، سرپرستان را هم به چالش کشانده است. سرپرستان به جای جست و جوی آن دسته از راهبردهای آموزشی که نظام های مدرسه ای برای همه کلاس ها مؤثر می دانند می بایست در جست و جوی شواهد عینی باشند که نشان دهد یادگیری دانش آموزان درنتیجه محرک های متعددی است که توسط تمامی معلمان آنها ارائه می شوند.
سرپرستی موفق ،حاصل شرایط و موقعیت هایی است که سرپرست با آن ها روبرو می شود و ممکن است که در زمان های متفاوت به مدل های متفاوتی نیاز باشد.
منبع: سرجیوانی ، توماس جی، استارات ، رابرت جی(1393)، سرپرستی و نظارت آموزشی .ترجمه عبدالمحمد طاهری و محمد شعبانی.(تهران: آوای نور)

سرپرستی و بازسازی مدارس

به نام بهترین سرپرست

موضوع : سرپرستی و بازسازی مدارس

دانشجو:خانم شب خیز                  استاد: دکترابوالفضل بختیاری

درس: نظارت و راهنمایی آموزشی         دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم

مقدمه : سرپرستان از یک موقعیت خاصی برخوردارند تا تلاش جمعی یک اجتماع یادگیری را پرورش داده واز طریق یادگیری مستمرکارکنان حرفه ای،یادگیری باکیفیت برای تمام دانش آموزان ارتقا یابد. چالش های این نوع از رهبری علمی واخلاقی،نقش های سرپرستان را،از مدیریت اداری واجرایی به رهبری درون یک اجتماع یادگیری تغییر خواهدداد.مثل تمرکز شفاف تر بر یادگیری دانش آموز وحمایت از آن میباشد،هرچه دانش آموزان از یک بر نامه ی یادگیری بیشتر استقبال کنند،اجتماع یادگیری به آن چیزی تبدیل خواهد شد که مورد حمایت اوست.

ابعاد علمی و اخلاقی رهبری سرپرستی : سرپرستان باید امکانات واحتمالات رهبری را در فرآیند سرپرستی ببینند، وآن را مشمول رسالت آموزشی درنظر بگیرند وآن را یک فعالیت اداری قلمداد نکنند.بایدارزش جنبه ی علمی کار خود را بدانند.باید به عنوان متخصصانی راجع به نحوه ی ارتقای کار مدارس برای دانش آموزان به گفتگو با دیگر متخصصان آموزشی بپردازند.آنها بایدهم درتشخیص مشکلات عملکردهای آموزشی وهم درشناسایی مشکلات واحدهای برنامه ی درسی ،آمادگی دانش آموزان برای یادگیری،محیط یادگیری درون مدرسه ومشکلات اجتماع تخصص داشته باشند،این کار را کار عملی میگوییم.

     درمدرسه به عنوان یک اجتماع یادگیری ،اقتدار اخلاقی سرپرستان بر مبنای اعتمادی است که دانش آموزان و معلمان به سرپرستان دارند،تا همانطور که در فعالیت دشوار رسالت مدرسه همکاری دارند سرپرستان از آنها مراقبت میکنند وبه آنها احترام میگذارند.

     رسالت مشترک آنها عبارت است از: جستجو و درک گذشته وحال خود، درک محیط طبیعی و انسانی خود تا بتوانند از طریق زحمت و کار هوشمندانه ی خود،آن را محافظت کرده و ارتقا بخشند،درک خودشان ومسئولیت های متقابلشان در قبال یکدیگر، ودرک چالش دشوار اما رضایت بخش خود مدیریت جمعی.دراین رسالت سرپرستان متعهد هستند تا کار معلمان با دانش آموزان راحمایت کرده وارتقا دهند ومعلمان متعهد هستند تا رشد علمی، اجتماعی، وفردی هر دانش آموز را تقویت کنند.

گذر از مدیریت اداری به مدیریت طبیعی : مدیریت اداری متمرکز نقش بیشتری در فراهم ساختن اقتدار دارد اما در جایی که تصمیمات شامل فرایند تدریس- یادگیری واقعی باشند نقش معلمان بیشتر است.

     معلمان بایداستقلال و اقتدار برای تصمیم گیری داشته باشند که بهترین کار را درهر موقعیتی انجام دهند نه اینکه مجبور باشند به سیاستها و قوانین اداری پاسخگو باشند.

     سرپرستان در مدارس باز طراحی شده بیشتر به عنوان تسهیل کنندگان شبکه ی اجتماعی به عنوان افراد گره گشا عمل خواهند کردو یا به عنوان افرادی که پس از مشورت و گفتگو در بین معلمان، ازسوی  آنها منصوب می شوند تا یک باز طراحی موقت از برنا مه ی درسی یا یک فضای یادگیری یا مجموعه ای از ارزشیابی های جامع از عملکرد دانش آموزان را ارائه دهند.

     همانطور که مدارس تلاش می کنند تا تغییر و انتقال را انجام دهند، پرسنل سرپرستی می توانند اختلاف نظرها و سوبرداشتهایی را که بین معلمان و مسئولان به وجود می آیند داوری کنند.همانطور که اجتماع، فشارها و تنش های چیدمان و ترکیب مجدد نقش ها و مسئو لیت ها را تجربه می کند،سرپرستان می توانند نمایندگان اصلی اجتماع باشند.

حامی یادگیری دانش آموزان : در اقدامات و تلاش های اصلاح مدرسه، فعالیت حیاتی دیگری وجود دارد وآن شامل یک توجه بیشتر به بخشی مهم  از اجتماع یعنی دانش آموزان می باشد.

     به طور سنتی سرپرستان مسئولیت دارند تا با معلمان کار کنند که تدریس آنها را بهبود بخشند که در این روش از پرداختن به وضعیت روحی دانش آموزان کوتاهی می شود.

     معلمان و سرپرستان باید توجه بیشتری به چارچوب ذهنی دانش آموزان به هنگام پرداختن به یک فعالیت یادگیری داشته وتلاش کنند موانع یادگیری را از بین ببرند.

     باید اجتماع یادگیری برای دانش آموزان فراهم شود تا ذهن آنان متمرکز تر شود که  کنترل تمرکز اولین موج اصلاح مدرسه ودومین موج اصلاح افزایش تعهد معلمان به بهبود آموزشی است

     هیج دید و چشم انداز برتری از یادگیری و هیچ دید و چشم انداز برتری از یک اجتماع یادگیری وجود ندارد وهرچه هست ابزارکنترل بیرونی می باشد.

نتیجه گیری : سرپرستی نقش مهمی در بازسازی مدارس ایفا می کند و باید چالش علمی و اخلاقی ارتقای این چشم انداز برتر در مورد آنچه مدرسه میتواند به آن تبدیل شود یعنی یک اجتماع واقعی از فراگیران را به عهده گیرد م نقش معلمان در بهبود این وضعیت خیلی پر رنگ شود ومشارکت های لازم با معلم صورت گیرد تا حامی خوبی برای دانش آوزان از بیرون و درون باشند.

منبع: سرجیوانی ، توماس جی، استارات ، رابرت جی(1393)، سرپرستی و نظارت آموزشی .ترجمه عبدالمحمد طاهری و محمد شعبانی.(تهران: آوای نور)